برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
عشق راضیست که تنها به خدا باید گفت..
من عاشق بشم ترجیح میدم هیچوقت خودمو واردارتباط باعشقم نکنم.
خاصیت عشق دوری و تلاش برای بدست اوردنشه نه اینک با تلفن و پیام و ملاقات بهش برسم
عشق باید رسمی و شرعی و قانونی باشه
عشقی که نتونی با جرات به بقیه نشونش بدی عشق نیست
عشقی که بترسی دوقدم باهاش بری بیرون یا راحت باهاش حرف بزنی عشق نیست..
ترجیح میدم عشقم بین خودمو خدام گوشه قلبم باشه تا حس خوبی داشته باشم....
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
این پست طی تکذیب پست قبل منتشر میشه
خب خداروشکر من همون نامیرای قبلم و هیچ گونه اتفاق مرموز و بلای ناگهانی ای برم نازل نشدهu2066:-)u2069
ولی نگزان اون بیچاره ام
انشالله که ازطرف اونم چیزی نیست
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
نمیدونم این حس تکراری کلافگی چیه که هر چندوقت یکبار میاد سراغم...
یه حس مزخرف که منو به پوچی مطلق میبره...
به سیاهی
تنهایی
بی هیچی بودن
بی همه چیز بودن
خیلی اعصابم خورده
کاش حالم هرچی زودتر خوب بشه
دلم میخواد گریه کنم اما گریم نمیاد...
خدایا خودت کاری بکن.......
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
یه فیلم خوب با کلی هیجان....مدام از خودم میپرسیدم وای اخرش چی میشه.صحنه به صحنش برام جذاب بود...اگر تونستین ببینیدش خیلی قشنگ بود بنظرم....
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
بعضی وقتها هست شبها بخاطر فقدان یه مفقود خیلی مهم به خدا شکایت میکردم و غصه میخوردم و حتی بغض و گریه...
اما امروز فهمیدم اب در کوزه و ما گرد جهان میگردیم...
خوشحالم که کم کم داره مفقوده پیدا میشه
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
جدیدا دارم از خودم میترسم..
نکنه اونی بشه که مدتهاست ازش میترسم...
نکنه بشم اونی که مدتهامیترسیدم و بقیه رومسخره میکردم بخاطرش که «اره شماها خرید،این حرفا مسخرست»اونها هم میگفتن بذار درگیربشی میفهمی ما چی میگیم...
نکنه...
وای نه ...
بلا به دوووووور
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
از دروغ خیلی بدم میاد
خیلی زیاد...
دلم نمیخواد به هیچ قیمتی دروغ بگم
حتی اگر به صلاحم باشه
اصلا مگه دروغی هم داریم که به صلاح باشه؟
من قبول ندارم
دروغ گفتن خیلی کثیفه...
امیدوارمSMو الف حرفمو قبول کنند و بخاطر بهم زدن قرار فردا ازم دلخور نشن....
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
اینکه مدام میام اینجا و مینویسم بخاطر اینه که ذهنم خیلی شلوغه،درگیره،درگیر آینده درگیر الان و...
قطعا اون تصمیمی درسته که بعداز یه مدت هم بازم بگم درسته
دارم وقت و عمرم رو میذارم پای اینکار و تصمیم
باید همه چیزموبذارم کنار
واسه پوشیدن اون روپوش سفید...
واسه اینکه بعدهابادیدن عکساو شنیدن خبرای دوستام دلم نسوزه...
من آرزوم پوشیدن اون روپوش سفیده...باید بهش برسم......
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
امروز سین اومد اصفهان
با الف قرار گذاشتیم که بریم ببینیمش اما من دیشب یه مشکی برام پیش اومد ونتونستم برم باهاشون
متاسفانه سریه موضوع و انتقاد کوچیک باهم بحثشون شده بود و سین از انتقاد الف دلخور شده
متاسفانه این شروع مکالمشون بوده که به سرانجام بدی رسیده...
روزشون زهرمار شده بود و الف توی دلش مدام به من فش میداده که چرا نیومدم و جلوی این بحث احتمالی رو نگرفتم..
کلا من همیشه وهمه جا حکم صلیب سرخ رو دارم اما نمیدونم چرا توی کار خودم موندم:/
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
متاسفانه این چندروزاخیر اونقدر به مسائل مختلف و نرسیدن ها فکر کردم که دارم از سر و گردن درد کلافه میشم...
دیگه حتی جسمم هم حوصلمو نداره و با کوچیکترین ناراحتی من اعتراض میکنه،چه انتظار از بقیه....
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
غروب که مى شود
مگر مى شود
بى خیال سکوت این در و پنجره ها شد
چیزهایى که ندارى را به رخت مى کشند
لعنتى ها
@amirvojoud
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
اینهوای سرد و پاییزی جون میده واسه یه اصفهان گردی عالی...
قدم زدن وسط چهارباغ...
برگهایی که مثل بارون دونه دونه میریزن روی سرم...
قدم زدن توی پارک هشت بهشت....
وای خیلی خوووبه...
اصن یه حس ناب و قشنگه...
ولی این امتحانات کوفتی نمیذارن
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان